سه شنبه 1399/08/20 - 11:28 yazd-admin

به کمک هم 100 میلیون وام گرفتیم و به بیمارستان تقدیم کردیم

گروه جهادی که با وجود مشکلات، خود را زیر قرض می برد تا معضل تجهیزات پزشکی شهرشان مرتفع شود.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی بسیج سازندگی استان یزد با گسترش روزافزون بیماری کرونا و نیاز مراکز درمانی به مواد و لوازم بهداشتی و تجهیزات پزشکی، گروه‌های جهادی دغدغه‌ای جدید پیدا کرده‌اند.
در ابتدا و به علت کمبود شدید ماسک، درصد بالایی از همت گروه‌های جهادی صرف تهیه و تولید این کالا می‌شد. باقی‌مانده انرژی گروه‌ها یا به گندزدایی معابر و یا اقداماتی مشابه نظیر اطلاع‌رسانی به مردم می‌گذشت. امروز و پس از مهار بحران کمبود اقلام بهداشتی، مانعی دیگر برای گروه‌های جهادی مطرح شده است.
تهیه تجهیزات اصلی پزشکی به ویژه تجهیزات تنفسی مسئله این روزهای مراکز درمانی شهرهای کوچک است. تعداد پایین مراکز درمانی در شهرها باعث افزایش تراکم قطب درمان بیماری کرونا در آن شهرها می‌شود.
در این شرایط گروه‌های جهادی نظیر گروه جهادی شهدای مزویر آباد از شهرستان مهریز با انتخابی دقیق و برگزیدن بهترین زمینه کاری برای فعالیت جهادی در مقابله با بیماری کرونا نمونه بارزی از برکت وجود گروه‌های جهادی را به اثبات رساندند.
در گفتگوی زیر با مهدی غفارنژاد مسئول گروه جهادی شهدای مزویرآباد بیشتر با اقدامات این گروه آشنا می‌شویم.

  • با سلام خدمت شما جناب آقای غفاری. خیلی ممنون که فرصت گفتگو به ما دادید که پیرامون فعالیت‌های گروه جهادی شهدای مزویر آباد با هم صحبت کنیم. اگر موافق باشید ابتدا خودتان را معرفی کنید تا سراغ سوالات برویم.

بسم الله الرحمن الرحیم بنده مهدی غفارنژاد هستم متولد 1362. تقریبا 37 دارم. با مدرک تحصیلی دیپلم  در خدمت شما هستم.

  • خدمت از ماست. خوب بفرمایید گروه جهادی شهدای مزویر آباد از چه تاریخی شروع به کار کرد و اصلا چه شد که این گروه تشکیل شد.

این گروه که سن زیادی ندارد حدود یک سال اندی.البته فعالیت‌های بچه‌های گروه قبل از تشکیل گروه جهادی در قالب پایگاه وجود داشته اما در قالب سازماندهی‌شده گروه جهادی چند ماهی بیشتر نیست. ساختمان بالای پایگاه و آشپزخانه منسوب به پایگاه مزویرآباد با دستان بچه‌های همین گروه ساخته شد که البته آن موقع نام گروهی نبود. به عبارتی اقدامات عمرانی در پایگاه وجود داشت تا اینکه فرمانده پایگاه تصمیم گرفتند انسجامی جدی‌تر به گروه بدهند. به بنده گفتند شما مسئول گروه بشوید. اینطور شد که بنده مسئول این گروه شدم.

  • از پارسال تا امروز که گروه رسما تشکیل شده اهم فعالیت‌هایتان را می‌فرمایید.

به حضور شما عرض کنم که در همین مهریز در منطقه سرو ارنان، عبدالله آباد و بغداد آباد چند تا خانه محروم‌ را کار کردیم. شناژ خانه محروم در سرو ارنان ریختیم، خانه نیمه کاره در بغدادآباد را تا مرحله اسکان تمام کردیم و تحویل دادیم و از این قبیل. درمانگاه مهریز هم نیاز به ساخت یک وجه دیوار داشت که آن هم انجام دادیم.
در اردوهای خارج از استان هم یک دوره اردوی پل دختر داشتیم که در زمان سیل لرستان به منطقه اعزام شدیم. چابهار استان سیستان و بلوچستان هم چند روزی اعزام شدیم که آنجا هم اقداماتی انجام دادیم.

  • از تعداد افراد گروه بفرمایید و اینکه از چه سنی هستند.

حالا شاید شما منتظر این باشید که من بگویم گروه ما جوانانه است و بیشتر جوان‌ها در آن فعالیت دارند. بله اینکه گروه جوانانه باشد خوب است و زیبا ولی واقعیت این است که درصد بالایی از گروه ما را افراد غیر جوان تشکیل می‌دهند. البته نه بدین معنی که جوان نداریم. جنس گروه ما سالمندی است گرچه جوان هم هست. و این سن بالای گروه بالذات اشکالی ندارد. این هم نوعی از گروه جهادی است. یادم است در یک اردو ما فقط 9 تا حاجی داشتیم که در گروه فعالیت می‌کردند.
خوبی دیگر گروه ما این است که همه حرفه‌ها را داریم. از بنا و گچ‌کار و سفید کار و لوله‌کش و ... بگیر تا  سنگ چین و امثالهم.

  • قطعا سن بالای گروه نشانه ضعف نیست و بنده هم تاکید می‌کنم که به قول خودتان این هم جنسی از گروه است. از این بفرمایید که دوره‌های اردویی شما چطوری است.

ببینید ما به علت مشغله کاری افراد نمی‌توانیم مدت زیاد به اردو خارج از محل زندگی برویم. گرچه موقعیت ایجاب بکند حتما می‌رویم همانطور که سیل چابهار و لرستان رفتیم اما ترجیح می‌دهیم به جای مثلا دو اردوی چند روزه در سال چندین اردوی یکی دو روزه در سال برویم. در همین ایام اکثر جمعه‌ها مناطق اطرافیم. پروژه در دستمان حمام و دستشویی خانه محروم منطقه خورمیز است که جمعه‌ها می‌رویم. این هم از اردوهای ما.

  • خدا خیرتان دهد. خوب برویم سراغ کار خیر و پسندیده‌ای که برای کمک به مرکز درمانی‌ شهرتان انجام دادید و کمک کردید غصه‌ای از بیماران برداشته شود. بفرمایید.

عارض شوم خدمتتان که بیمارستان ما نیازمند یک دستگاه اکسیژن‌ساز بود و به دلیل کمبود بودجه این نیازش را برای جذب خیر به صورت علنی اعلام کرده بود. یکی از بچه‌های گروه، آقای سید حسن طباطبایی بزرگوار گفتند باید گروه ما در این مسئله ورود کند. تقریبا نیازمند 800 میلیون بود که خیرین زیادی وارد شده بودند ولی باز مبلغ کم بود. خوب ما دنبال این بودیم که پول از کجا بیاوریم. خودمان که نداشتیم. در همین حین خود آقای طباطبایی پیشنهاد دادند باید از صندوق قرض‌الحسنه مزویرآباد وام بگیریم و صد میلیونی کمک کنیم. داخل گروه مطرح کردیم. قرار بر این شد که از بین بچه‌های گروه نام‌نویسی کنیم ببنیم چند نفر مشارکت می‌کنند. از بین حدود 70 نفر عضو اسمی گروه حدود 50 نفر اسم نوشتند. عدد خوبی برای ما بود. هم از این جهت که این تعداد را اصلا توی اردوها نمی‌دیدیم. بچه‌های پای کار اردو حدود 30 نفر بودند اما اینجا 50 نفر اسم نوشتند. از این جهت خیلی خوشحال کننده بود. از یک جهت دیگر هم خوب جوان‌ها که شاغل نبودند و قاعدتا نمی‌توانستند هزینه اقساط را بدهند یعنی در واقع از بین افراد شاغل و متمکن باید در نظر بگیریم که از این جهت هم خیلی آمار خوبی بود. خلاصه این آمار خوب ما را مجاب کرد که این کار را بکنیم. حدود 10 وام 10 میلیونی به نام 10 نفر از بچه‌های گروه گرفتیم با این قید که همه افرادی که ثبت‌نام کردند در بازپرداخت وام‌ها کمک کنند. این بود که خیلی فشار به روی بچه‌ها نمی‌آمد و کمک خوبی هم به بیمارستان می‌شد.

  • چقدر زیبا. واقعا لذت بردم از این اتفاق. خیلی آرام و مملو از حضور خداوندی. بی‌شک تقدیر خداوندی در کار بوده که این اتفاق افتاده است. امیدوارم خداوند از شما و همه افراد گروهتان بپذیرد و اجر دوچندان بهتان عطا کند. من بیشتر از این مزاحم شما نمی‌خواهم بشوم. فکر کنم حُسن ختام خوبی باشد. اگر شما صحبتی دارید بفرمایید.

خیر. امیدوارم این بیماری منحوس زودتر از بین برود تا انرژی بچه‌های جهادی بیشتر بر روی محرومیت‌زدایی متمرکز بشود.

  • ان‌شاالله. متشکرم